| |
|
|
|
او همواره انسان را پرورش مي دهد گاه با خـوشي و گاه با سختي , تا انسـان به اصـل خويش باز گردد و به حضور برسد
|
|
|
|
|
|
|
مطلبي که در ذيل مطالعه خواهيد نمود، برگرفتهشده از بيانات استاد شاهميري در جلسه مجمع عمومي فروردينماه 91 مركز بوده و دقيقا عين کلام ايشان نميباشد
|
|
|
|
|
|
|
در اين گفت و شنود عاشقانه از خود خجل گشتم . آرام الله اکبري گفتم و به رکوع رفتم که نگاهم از شدت حيرت دويد و گويي از وجودم جدا گشت . تعظيم زيباي هستي را در برابر وجود خويش مي ديدم
|
|
|
|
|
|
|
انسان در عالم ذر از قدرت عظيم خويش آگاهي نداشت، براي کشف اسراردروني وجود لازم بود انسان با آگاهيهاي مجازي آشنا شود.
|
|
|
|
|
|
|
ميدانستم اين موسسه مکاني است که افراد مختلف توانستهاند با حضور در آن، در زندگي مادي و معنوي خود تغييراتي اساسي ايجاد نمايند و فضايي برآن حاکم است که هر کسي در صورت تمايل ميتواند به کمک آموزشهاي آن هر لحظه در راه بهتر شدن و همسوشدن با انرژيهاي ناب الهي گام بردارد. از خود سوال ميکردم، چرا من نه؟
|
|
|
|
|
|
|
همانگونه که استاد عزيز در بحث جاده موفقيت به آن اشاره نمودهاند يکي از موضوعات اساسي در مرحله اول حرکت در اين مسير بحث زمان آگاهي و مکان آگاهي است که نقش بسيار مهمي در موفقيت هاي ما داشته و راه نجات و سعادت براي هر انساني است که به دنبال رهايي و تعالي است.
|
|
|
|
|
|
|
راه دراز است...
راه دراز است. مي داند...
قرار است منزل به منزل برويم. مي داند...
|
|
|
|
|
|
|
پيرامون انا الحق گفتن منصور و سبحاني با يزيد وجملاتي از اين دست، سخن بسيار رفته است. يکي انا الحق را سخن حق مي داند و بدين سان منصور و بايزيد را شايسته ستايش. و ديگري درست در نقطه مقابل آنان را متهم به الحاد و کافري مي کند
|
|
|
|
|
|
|
مدي تيشن ناب به هيچ چيز حتي تمرکز گرفتن ، لوتوس نشستن ، متارکه و خلوت نشيني ، کوشيدن در انديشيدن يا نکوشيدن در انديشيدن و امثالهم نيازي ندارد .تنها چيزي که نياز دارد ، آگاهيست .
|
|
|
|
|
|
|
با توسعه آگاهي فرد به اوضاع و احوال خود آگاه شده و جايگاه خود را در نقشه عظيم آفرينش شناسايي كرده و از نقايص و بيماريهاي پيدا و پنهان خود با خبر مي گردد.به وضوح ناخالصيهاي جسمي،مادي،ذهني،فكري و روحي او به وي شناسانده مي شوند و درمييابد که عامل اصلي بوجود آورنده موانع موفقيت او در واقع خود اوست
|
|
|
|
|
|
|
يكي از خصوصياتي كه عرفا در توضيح عشق به آن ميپردازند، استغراق عاشق در معشوق است. به عبارت ديگر عشق زماني معتبر است كه در آن از عاشق خبري نباشد و زماني كه از عاشق خبري نباشد از خود و يا از من كه سرچشمه تكثرات است نيز خبري نيست و اين يعني همسويي با عالم وحدت كه عالم پروردگار است.
|
|
|
|
|
|
|
رهايي از عالم ماده در گذر از دوگانگيها و تکثرات است که معنا پيدا ميکند. انتخاب آن يا اين و يا به تعبير ديگر در فلسفه دائو، يانک يا يين است که موجب همهويتشدگي انسان با مسائل مختلف در عالم ماده گشته و مانع از احساس حضور و درک معناي آن ميگردد
|
|
|
|